تبليغاتX
حرفهای قر و قاطی

آقاي رانندَه نِگَهدار ! تُخمُم رفت لايِ در!

يزدي هاي عزيز  علاوه بر لهجه قشنگشون به حرف زدن با سوتي هاي زياد معروفن! معمولا بي محابا از فعل هاي دادن و كردن و...استفاده مي كنن! و اگه بخواي مچشونو بگيري بايد يك دقيقه يك بار به حرف زدنشون گير بدي! خاطره اي جالب كه از اين سوتي ها داشتم امشب با خوندن لينك يكي از دوستان بالاترين در مورد اتوبوس واحد يادم اومد ..

معمولا اتوبوس هاي دانشگاه يزد و دانشگاه آزاد تو ساعت تموم شدن كلاسها از شدت جمعيت در حال انفجارند ..سر يكي از ايستگاه هاي واحد ، يه خانم مسني با ۲ تا شونه تخم مرغ مي خواست از درب خواهران سوار اتوبوس بشه ،بنده خدا ديد اگه بخواد معمولي سوار بشه تخم مرغ ها بين فشار جمعيت له ميشن!

خانم ابتكار به خرج داد و پشتش رو كرد به سمت در و دنده عقب از پله ها اومد بالا ...

راننده كليد درب رو زد و درب داشت بسته مي شد كه حاج خانم با لهجه شيرين يزديش داد زد :

آقاي رانندَه نِگَهدار ! تُخمُم رفت لايِ در!

خودتون تصور كنيد يه اتوبوس پر از داشنجوي دختر و پسر چطوري منفجر شد!

منبع : وبلاگ روز نوشته هاي امير اعتماد


 

نوشته شده توسط آیدا در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت


من از جلو دادم تو از عقب نده

تابستون سال 69 بود كه ما ماشين خودمون رو فرو خته بوديم ومدتي براي مسافرت هاي بين شهري از اتوبوس استفاده مي كرديم ، همسن هاي من و قديمي ها حتما بياد دارند كه معمولا نيم ساعت قبل از رسيدن به مقصد شاگرد راننده از اول اتوبوس شروع به جمع آوري كرايه ها مي كرد تا ديگه مسافرين هنگام پياده شدن معطل نشوند .
جمعه به يك مهماني در كرج دعوت شديم و بعد از ظهر جمعه داشتيم به سمت تهران بر مي گشتيم كه خانم مسني به همراه زني جوان سوار اتوبوس شدند و چون ماشين جا نداشت ، شاگرد راننده جاي خودش رو كه در جلوي اتوبوس و روبروي راننده بود به خانم پير داد و زن جوان هم در ته اتوبوس به سختي جايي براي خودش پيدا كرد . در نيمه هاي راه بود كه شاگرد راننده شروع به جمع آوري كرايه كرد ، خانم مسن به خاطر اينكه اولين نفر بود زود كرايه 2 نفر رو داد و هنوز شاگرد راننده به نيمه اتوبوس نرسيده بوده كه خانم مسن با لهجه شيرين قزويني داد زد : اقدس ، من از جلو دادم تو از عقب نده !
يكهو اتوبوس تركيد از خنده و مردم تا زمان رسيدن اتوبوس به ايستگاه داشتند از خنده منفجر مي شدند !!!
امروز كه براي اولين بار سوار تاكسي ون شدم بي اختيار ياد اين خاطره افتادم و گفتم براي شما هم تعريف كنم .
منبع : وبلاگ هفت پيكر


 

نوشته شده توسط آیدا در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 23:44 موضوع | لینک ثابت


مهم ترين سوال هاي جامعه ايروني!!

1) اجتماعي:

كي عاشق كي شده؟

كي مراسم مي گيرن؟

مهريه­اش چقدر بود؟

جهيزيه اش چيا بود؟

آيا حامله است؟

چي زائيده؟


2) هنري:

 كي با كي  نسبت داره؟

كي چقدر مي گيره؟

كي قراره با كي ازدواج كنه؟

كي با كي به هم زده؟

كي كجا رقصيده؟

 


3) اداري:

كي چقدر مي گيره

كي قراره مدير بشه؟

كي با مدير نسبت داره؟

كي با مدير به هم زده؟

كي قراره ازدواج كنه ؟


۴) مراسم عروسي

كي چي پوشيده؟

كي چي خريده؟

كي چي ماليده

كي با چي آمده؟

كي بخاطر كي نيومده؟


 ۵)بعد از مراسم:

 كي چي پوشيده بود؟

كي چي آورده بود؟

كي چرا نيومده بود؟

كي بدون دعوت آمده بود؟

كي بود كه چيز مناسبي نپوشيده بود؟!


۶) تركيبي:

كي، كجا و با كي نسبت داشت كه حالا داره چقدر مي گيره؟

كي عاشق كي بود كه حالا چرا بره با يه، كي ديگه ازدواج كنه؟

كي از كجا آورد كه تونسته چي بخره؟

كي با كي به هم زده كه با كي خوب شده؟

كي با كي كجا رقصيده بودن كه چرا چيز مناسبي نپوشيده بودن؟


 

نوشته شده توسط آیدا در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت


فقط همین امشب...

يك خانم و يك آقا كه سوار قطاري به مقصدي خيلي دور شده بودند، بعد از حركت قطار متوجه شدند كه در اين كوپه درجه يك كه تختخواب دار هم ميباشد ، با هم تنها هستند و هيچ مسافر ديگري وارد كوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتني بافتن بود.

شب كه وقت خواب رسيد خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پايين را اشغال كردند. اما مدتي نگذشته بود كه خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشيد! ميشه يه لطفي در حق من بفرماييد؟

- خواهش ميكنم!

- من خيلي سردمه. ميشه از مهماندار قطار براي من يك پتوي اضافي بگيريد؟

- من يه پيشنهاد دارم!

- چه پيشنهادي؟

- فقط براي همين امشب، تصور كنيم كه زن و شوهر هستيم.

زن ريزخندي كرد و با شيطنت گفت:

- چه اشكال داره ، موافقم!

- قبول؟

- قبول!

- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگير. من خوابم ميآد. ديگه هم مزاحم من نشو


 

نوشته شده توسط آیدا در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 16:28 موضوع | لینک ثابت


همسر عزيزم , من رسيدم - طنز

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورودبه اتاق هتل ،متوجه ميشود كه ان هتل به كامپيوتر مجهز است . تصميم مي گيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود وبدون اينكه متوجه شود نامه راميفرستد . در اين ضمن درگوشه اي ديگر از اين كره خاكي ،زني كه تازه ازمراسم خاك سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فكركه شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ
كامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چك كند.
اما پس از خواندن اولين نامه غش ميكند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود ومادرش را بر نقش زمين ميبيند ودرهمان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
مي دونم كه از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا كامپيوتر دارند و هر كس به اينجا مي آيد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين دليل الان رسيدم و همه چيز را چك كردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا مي بينمت .
اميدوارم سفر توهم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه ...


 

نوشته شده توسط آیدا در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت


راه های افزایش بازدید سایت

داشتم چند تا سايت را مي‌ديدم يكيش نوشته بود ۱۲ راه براي افزايش آمار بازديد سايت! ناگفته نماند كه اين مطلب طنز هست ولي خوب در خيلي موارد جواب هم مي‌ده! پس همش به صورت طنز بهش نگاه نكنيد، چون من خيلي‌ها رو ديدم كه اين كارا رو كردند و موفق شدند ولي خوب كارهاي خيلي زشتيه!
۱- آدرس سايتتان را روي بدنتان بنويسيد و با لباس زير در شهر بگرديد.
شانس زيادي وجود دارد كه بدين وسيله بتوانيد وبلاگتان را با بازديد كننده هاي تازه و زيادي آشنا كنيد.البته بايد فكري هم براي مزاحمت هاي احتمالي پليس و ستاد مبارزه با بدحجابي كنيد.
۲- يك بيسيم پليس بخريد.
در طول روز به بيسيم پليس گوش دهيد و همين كه از حادثه جديدي باخبر شديد با سرعت تمام خود را به محل مذكور برسانيد.احتمال زيادي وجود دارد كه خبرگزاري ها تصميم داشته باشند تا از آنجا بصورت مستقيم اقدام به ارسال گزارش كنند.در هنگامي كه خبرنگار در حال پخش زنده گزارش خود است به پشت سر او برويد و با تمام توان اسم وبسايتتان را فرياد بزنيد.در چند حادث ديگر هم اين كار را انجام دهيد ، اينكار شما باعث مي شود كه طرفداران بسيار زيادي پيدا كنيد! در اينصورت مردم تنها به اين دليل كه شما را ببينند اخبار را تماشا مي كنند.
۳- مقداري برچسب بخريد.
برچسب روش ارزاني براي تبليغات است. مقداري برچسب هاي كوچك كه اسم وبسايت شما بر روي آن نوشته شده است بخريد و آنها را در هر جايي كه ميتوانيد بچسبانيد ! داخل توالت هاي عمومي ،روي ماشين مردم و هر جايي كه فكر مي كنيد مردم به آن نگاه مي كنند.
۴- وبسايتتان را صفحه خانگي تمام كامپيوترهايي كه به آنها دسترسي داريد كنيد.
به يك كافي نت ، يك كتابخانه ، سايت دانشگاه يا حتي خانه دوستان و آشنايان برويد و وبسايتتان را صفحه خانگي تمام كامپيوترهايشان كنيد.بيشتر كساني كه با كامپيوتر كار مي كنند نمي دانند چطور آن را به حالت پيشفرض برگردانند.
۵- آدرس سايتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنويسيد.
صبح اول وقت به يك دكه روزنامه فروشي برويد و با يك ماژيك خوش رنگ آدرس سايتتان را در بزرگترين اندازه ممكن بر روي تمام روزنامه هايش بنويسيد بطوريكه كل صفحه را بپوشاند.سپس قبل از اينكه فروشنده شما را بگيرد با سرعت هر چه تمام تر از محل فرار كنيد . اين كار را براي تمام روزنامه فروشي ها در دو نوبت صبح و عصر انجام دهيد.
۶- آدرس سايتتان را بر روي تمام اسكناس هايي كه خرج مي كنيد بنويسيد.
به عنوان يادگاري نام و آدرس سايت خودتان را روي هر اسكناسي كه مي خواهيد به كسي بدهيد بنويسيد.در اينصورت به پول علاوه بر وظيفه اعتباريش ، يك وظيفه مهم ديگر يعني ترويج سايتتان محول نموده ايد.
۷- تابلوي تبليغاتي انساني كرايه كنيد.
ين روش بسيار انحصاري و تاثيرگذار است .يك نفر را استخدام كنيد كه در يك خيابان شلوغ بايستد . اين فرد مي تواند پلاكارد كه تبليغ سايت شما روي آن است را نگه دارد و يا لباسي با نام سايت شما را بپوشد.
۸- سايتتان را در معرض فروش بگذاريد.
سايت خودتان را در فروشگاه هاي اينترنتي با قيمتي كه هوش از سر همه بپراند مثلا ۲۰ ميليون تومان ، در معرض فروش بگذاريد و دقت كنيد تا همه متوجه آن شوند. به احتمال ۹۹.۹۹٪ كسي آن را از شما نمي خرد (چون شما اصلا قصد فروش نداريد) اما خوب اگر كسي آنقدر احمق است كه براي سايت شما بيست ميليون تومان پول بدهد ، قبول كنيد و يك سايت ديگر را با همين قيمت براي فروش بگذاريد !
۹- با پوستر بزرگ تبليغي از سايتتان به يك رويداد ورزشي برويد.
تصور كنيد با يك پوستر بزرگ تبليغي و با يك رنگ جيغ به مسابقه فوتبال مثل پرسپوليس و استقلال برويد و هر وقت كه دوربين تماشاگران را نشان مي دهد نام سايتتان را به دوربين نشان دهيد. آن وقت بدون هيچ گونه هزينه اي ميليون ها نفر از وجود سايت شما با خبر مي شوند !
۱۰- از سايت هاي معروف ديگر استفاده كنيد
در اينترنت به دنبال ويديوهاي محبوب بگرديد ، سپس با يك ابزار ويرايش فايل هاي ويديويي در اول فيلم ها بنويسيد كه اين تصاوير از طريق سايت شما عرضه شده است.سپس آنها را در YouTube آپلود كنيد. اگر آن ويديو ها محبوب باشند به سرعت با تعداد بازديد كنندگان شما افزوده مي شود.همچنين مي توانيد در شبكه هاي اجتماعي مثل Digg يا حتي همين بالاترين به تعداد زياد ثبت نام كنيد و بعد لينك خودتان را در آنها اضافه كنيد و سپس با نام هاي كاربري خود به آنها راي دهيد. استفاده از عنوان هاي جنجالي را فراموش نكنيد. به عنوان روش ديگر مي توانيد در سايت هايي مثل Cloob عضو شويد و بعد از اينكه ۵۰۰-۶۰۰ نفر را به ليست دوستانتان اضافه كرديد براي آنها پيام هاي گروهي حاوي لينك سايت خود را بفرستيد.
اين ده راه را SiteFever در اينجا معرفي كرده بود كه با اندكي تلخيص و بومي سازي ! خدمت شما عرضه شد. اما با تجربيات چند ساله در امر وبلاگ نويسي مي توانيم اين موارد را به آن اضافه كنم :
۱۱- كامنت فله اي بگذاريد
به سرويس هاي وبلاگي مثل ميهن بلاگ يا پرشين بلاگ كه آخرين وبلاگ هاي بروز شده اشان را در صفحه اول نمايش مي دهند برويد و به تك تك آنها رفته و در پست آخرشان نظري مشابه اين جملات بگذاريد: ” سلام، وبلاگ خوبي داريد.واقعا وبلاگ تكي داري! دوست دارم به عنوان يه كارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم …” البته مهم نيست كه شما در مورد پرورش زنبور مي نويسيد و وبلاگ ايشان در مورد كامران و هومن است
۱۲- همه بايد باخبر شوند كه شما سايت داريد : چه بخواهند ، چه نخواهند
ID ياهوي هر كسي كه در اينترنت پيدا مي كنيد در مسنجرتان اضافه كنيد.سپس روزي ۳۰۰ بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستيد.
:: اين مطلب تنها جنبه ي تفريحي دارد!


 

نوشته شده توسط آیدا در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 13:57 موضوع | لینک ثابت